سال 1338 آقایان امیر یزدان ولئونارد(نماینده اوتیس) با جمعی در ساختمان کنسرسیوم نفت صنعت آسانسور ایران نسبت به دیگر صنایع، صنعت نسبتا جوانی است. تاریخچه آن شاید به حدود هشتاد و چند سال قبل باز گردد، البته اگر گفته های بدون مدرک در مورد نصب آسانسور در کاخ گلستان توسط ناصرالدین شاه را نادیده بگیریم، اولین آسانسور ایران در پالایشگاه نفت آبادان،در اواخر حکومت احمد شاه توسط انگلیسی ها نصب گردید،اما آنچه مسلم و قابل بررسی است، اولین آسانسورها در اطراف میدان امام خمینی یا همان میدان توپخانه یا سپه سابق نصب شده، مثل باشگاه افسران، ستاد ارتش، کتابخانه ملی، که البته این آسانسورها اکثرا توسط کارشناسان خارجی با همکاری و کمک نسل اولی های این صنعت نصب و راه اندازی شده است. متاسفانه به دلیل عدم وجود آمار و اطلاعات معتبر و اینکه وقایع و اتفاقاتی که از ابتدا در این صنعت نوپا رخ داده، به صورت مدون در جایی ثبت نشده است و اطلاعات دقیقی در دسترس نمی باشد. آن مقداری هم که هست بیشتر به صورت پراکنده بوده و یا در حافظه قدیمی های این صنعت در حال فراموشی می باشد، لذا می توان با بررسی آثار بجا مانده، جمع آوری مطالب پراکنده، مرور زندگی و سوابق قدیمی ها و آنانی که دیگر در جمع ما نیستند و پا به سن گذاشته های این صنعت، که هنوز در قید حیات می باشند، این اسناد و خاطرات با ارزش را گردآوری نمود. به این طریق حداقل از بزرگان و قدیمی های این صنعت یادی کرد و اطلاعات و خاطره های فراموش شده و با ارزش آنان را از غبار ایام پاک کرده وکلاسه نمود و به مشتاقان و علاقمندان ارائه کرد.

سال 1338 آقایان امیر یزدان ولئونارد(نماینده اوتیس) با جمعی در ساختمان کنسرسیوم نفت

صنعت آسانسور ایران نسبت به دیگر صنایع، صنعت نسبتا جوانی است. تاریخچه آن شاید به حدود هشتاد و چند سال قبل باز گردد، البته اگر گفته های بدون مدرک در مورد نصب آسانسور در کاخ گلستان توسط ناصرالدین شاه را نادیده بگیریم، اولین آسانسور ایران در پالایشگاه نفت آبادان،در اواخر حکومت احمد شاه توسط انگلیسی ها نصب گردید،اما آنچه مسلم و قابل بررسی است، اولین آسانسورها در اطراف میدان امام خمینی یا همان میدان توپخانه یا سپه سابق نصب شده، مثل باشگاه افسران، ستاد ارتش، کتابخانه ملی، که البته این آسانسورها اکثرا توسط کارشناسان خارجی با همکاری و کمک نسل اولی های این صنعت نصب و راه اندازی شده است.

 متاسفانه به دلیل عدم وجود آمار و اطلاعات معتبر و اینکه وقایع و اتفاقاتی که از ابتدا در این صنعت نوپا رخ داده، به صورت مدون در جایی ثبت نشده است و اطلاعات دقیقی در دسترس نمی باشد.

آن مقداری هم که هست بیشتر به صورت پراکنده بوده و یا در حافظه قدیمی های این صنعت در حال فراموشی می باشد، لذا می توان با بررسی آثار بجا مانده، جمع آوری مطالب پراکنده، مرور زندگی و سوابق قدیمی ها و آنانی که دیگر در جمع ما نیستند و پا به سن گذاشته های این صنعت، که هنوز در قید حیات می باشند، این اسناد و خاطرات با ارزش را گردآوری نمود. به این طریق حداقل از بزرگان و قدیمی های این صنعت یادی کرد و اطلاعات و خاطره های فراموش شده و با ارزش آنان را از غبار ایام پاک کرده وکلاسه نمود و به مشتاقان و علاقمندان ارائه کرد.


طلایه داران و پیشگامان صنعت آسانسور ایران

قدیمی های این صنعت شاید تعدادشان خیلی زیاد نباشد، ولی از همین تعداد نیز اطلاعات زیادی در دسترس نمی باشد، بعضی از آنها دیگر در جمع ما نیستند، اکثر آنهایی هم که هستند شاید ما از آنها غافلیم؟

هر از گاهی از همکاران می شنویم که یادش بخیر او هم رفت، چه تلخ است این همه بی مهری نسبت به کسانی که با تمام وجود صمیمانه به این صنعت خدمت کرده و غریبانه پر می کشند، چه نیکو است از این بزرگان در زمانی که هنوز روی پا هستند و به ظاهر سلامت، از خدمات آنان به این صنعت تقدیر و تشکر شود کسانی چون، رضوانی تابان، دوستی، شعله پاک، علی بخشی، سید سجادی، رحیمی، علی رشیدیان، پرویز جم نژاد، محسن عزیز قدسی پور، عمران مددی، عین اله ارجمندفر، بهروز فیروزفر، جواد ایپکچی، داریوش انصاری، ایرج راستگویی، محمد قاسم فراهانی، عباس محمدی سویی، مجید علیزاده، نصیری، احمد مرادی، برادران خطیری، منوچهر فدایی، بهرام افلاک، سید چناری، میر شریف، شاهرخشاهی، مسعود شمسا، چنگیز، فیروز شوقی، علی باقری، کتابعلی، محمود شیخی، آرتوش سلیمانی، مهر علی حنیفی، بدیع اله هوشمند، مجید صلصالی، فرخ، نعمت اله فرجی، علی سرباز، مروت خسنی، محسنی، علی برقچی، رحمانی، محسن جوادی، تقی مظاهری، علی اصغر امیری، حسین دوستی، ایمان منجم، بابایی، میرزاجانی، شعبانی، سیدحسین میری، محمد بشارتی، علی بشارتی، باجلان، منصور کاظمی، علی قویدل، ابراهیم قویدل، خاکپور، و با گرامیداشت یاد مرحوم غلامحسین بیرامی، مرحوم آسا، مرحوم محمد نوروزی، مرحوم حمید سالک، مرحوم ایرج شوقی، شهید مالک الهی، شهید حجت اله راستینه، مرحوم احمد نیازی و آرمناک پتروسیان.

در اینجا با توجه به جمع آوری اطلاعات اندک و محدود، به مرور یادی می کنیم از بعضی از این عزیزان:

استاد امیر یزدان

وی در سال 1303 شمسی(1924 میلادی) درشهر اصفهان دیده به جهان گشود. از اولین مهندسان ایرانی است که دوره های آموزشی خارج از کشور را از حدود سال 1336 شمسی( 1957 میلادی) به بعد طی کرده است. آقای امیر یزدان پس از اخذ دیپلم در اصفهان برای گذراندن دوره سربازی به تهران و دانشکده افسری معرفی می شود. پس از پایان خدمت سربازی جهت ادامه تحصیل به دانشکده نفت آبادان رفته و با مدرک لیسانس در رشته الکترونیک فارغ التحصیل می شود و مدت یازده سال از 1325 تا 1336 در شرکت نفت خدمت می کند.

سال 1338 آقایان امیر یزدان ولئونارد(نماینده اوتیس) با جمعی در ساختمان کنسرسیوم نفت

در سال 1336 شمسی (1957 میلادی) به تهران آمده و در شرکت پوست، پشم، پنبه که در زمینه واردات موتور ژنراتورهای ASEA (آ. اس. آ. ای) از کشور سوئد فعالیت داشت، استخدام می شود. با توجه به اینکه آسانسورهای مورد نیاز ساختمان وزارت جنگ از این کمپانی سوئدی تامین می شد، آقای امیر یزدان جهت آموزش دوره های نصب و راه اندازی به استکهلم سوئد اعزام می شود. پس از اتمام دوره های آموزشی به ایران باز می گردد. و به اتفاق آقایان اکبر شکوری، حسین صراف، علی صراف که تازه در این شرکت استخدام شده بودند آسانسورهای ساختمان وزارت جنگ را نصب می کنند.

در همین سال آسانسورهای ساختمان ده طبقه وزارت کشاورزی واقع در سنگلج را به اتفاق آقایان کام پیزی، ورنر، تیمر و کامل رضوانی تابان و حسن ایمانی نصب می کنند. آقای امیر یزدان در سال 1342 شمسی (1963 میلادی) به شرکت شعله خاور که وارد کننده آسانسورهای اوتیس بود، می پیوندد.

در این زمان آقای اسکندرارجمند مدیریت این شرکت را به عهده داشت و آقای یزدان را به همکاری دعوت می کند. . در آن سال این شرکت درب و ریل آسانسورهای برج اول هتل هیلتون را با کمک کارشناسان انگلیسی نصب می نماید. آقای امیر یزدان به اتفاق آقای رضوانی تابان که در این سال به استخدام این شرکت در آمده در عملیات نصب درب و ریل آسانسورهای هتل هیلتون با کارشناسان انگلیسی همکاری می کنند.

سال1336آقایان امیر یزدان وکام پیزی(سوئیسی) ساختمان وزارت کشاورزی

آقای امیر یزدان جهت گذراندن دوره آموزشی راه اندازی آسانسور به انگلستان اعزام می شود. پس از اتمام دوره نصب و راه اندازی آسانسور مدل UMV ( یونیت مولتی ولتاژ که در آن با تغییر ولتاژ ، سرعت آسانسور کم و زیاد می شود، به این صورت که در مدار، مقاومت ها به تدریج وارد و خارج و با تغییر ولتاژ، سرعت کم و زیاد می شود. ) به ایران باز میگردد و به همراه آقایان اکبر شکوری، حسین صراف، و علی صراف آسانسورهای هتل هیلتون را راه اندازی می نمایند. سپس آسانسورهای هتل هما و بعد از آن آسانسورهای هتل اینترکنتینانتال را هم نصب و راه اندازی می کنند. در سال 1345 شمسی (1966 میلادی) با ورود آسانسورهای برج دوم هتل هیلتون، آنها را نیز نصب می کنند که در این مرحله آقای پرویز متقی نیز به جمع آنان می پیوندد .

یکی دیگر از قدیمی های این صنعت آقای رضوانی تابان می باشد، وی نیز متولد سال 1315 شمسی(1936 میلادی) در شهر آغداق شوروی سابق میباشد. البته وی سال بعد از تولد (درسال 1316 شمسی) به همراه خانواده از شوروی به ایران مهاجرت می کند. آقای رضوانی تابان پس از مدتی همکاری در شرکتهای فوق با آقای یزدان، در سال 1337شمسی (1958 میلادی) در شرکت ابوالحسن دیبا استخدام می شود.

ضمن اینکه وی در تمام مدتی که کار می کرد شبانه مشغول تحصیل بوده و در کنار درس خواندن به فراگیری زبان انگلیسی هم همت گماشت. در آن تاریخ آقای مهندس ماهرخیان مسئول تاسیسات شرکت دیبا بود. در بدو استخدام وی، آقایان یوسس روتوف و حسن ایمانی (از بستگان آقای رضوانی تابان) مشغول نصب آسانسورهای پارک هتل بودند، وی درکنار آنان آموزشهای فنی خود را تکمیل می نماید و زمانی که آقایان کام پیزی، ورنر، تیمبر، نصب آسانسورهای ساختمان شرکت نفت در خیابان تخت جمشید را آغاز کردند آقای رضوانی تابان هم در آنجا حضور داشته و با آنان همکاری می کرده است. در همین دوران آقای شاهین در شرکت ابوالحسن دیبا استخدام می شود.

سال 1336آقایان رضوانی تابان باحسن ایمانی درحال نصب ریل در ساختمان وزارت کشاورزی

وی یکی از تکنسینهای با استعداد و خلاق این صنعت بوده و بعضی از شاگردانی که در کنار وی آموزش دیدند بعدها استادان این صنعت شدند. آقای باومن سوئیسی ( که به موسیو باومن مشهور بود) نیز در همین سالها به ایران آمد و در شرکت ابوالحسن دیبا به عنوان کارشناس فنی مشغول به کار شد و پس از مدتی با توجه به علاقه ای که به این کشور داشت تصمیم به ازدواج گرفت و با انتخاب همسری ایرانی، ازدواج کرد و در ایران ماندگار شد. وی تا اوایل انقلاب در ایران بود و بعد به چین رفت.

البته بر اساس شنیده ها مدتی هم در قاهره مصر بود و متاسفانه چند سال قبل به دیار باقی شتافت (روحش شاد) مستر باومن طی مدت مدیدی که در ایران بود با شیوه های نوین نسبت به آموزش این صنعت نو پا به همکاران ایرانی خود تلاش بسیاری کرد و او نیز استادان و تکنسینهای قابلی برای این صنعت پرورش داد . وی به شیندلر بسیار علاقمند و متعصب بود و در کارش نیز بسیار دقیق و حساس، با آن سبیل مخصوص و موهای بلند و حسن خلق و لبخندی که همیشه بر لب داشت یاد و خاطره اش برای همیشه در اذهان باقی خواهد ماند.

خاطره ای از ایشان دارم که یادآوری آن شاید برای خوانندگان جالب باشد. در تابستان سال 1363 به دلیل مشکلات مالی شرکت ایران شیندلر و کسری بودجه، قرار شد شرکت ابوالحسن دیبا در قبال دریافت تعدادی آسانسور و مخصوصا تعدادی موتورگیربکس تکی با تخفیف ویژه و پرداخت نقدی وجه آنها به صندوق شیندلر کمک مالی نماید (در آن مقطع آقای فتح اله پزشکی مدیر عامل ایران شیندلر و آقای جواد مشکوه رضوی مدیر عامل شرکت دیبا بودند) و لذا شرکت دیبا آقای باومن و شرکت ایران شیندلر را به عنوان نمایندگان خود در تحویل و تحول اجناس در محل کارخانه ایران شیندلر واقع در شهر صنعتی البرز معرفی کرده بودند و چند هفته ای ما دو نفر تا تحویل کامل اجناس و بارگیری و ارسال آنها با هم بودیم.

سال 1385آقایان امیریزدان و رضوانی تابان و سیدمحمدامین طبسی در مراسم افتتاح مرکز تست  قطعات آسانسور

در یکی از همین روزها آقای باومن با تاخیر آمدند و در بدو ورود با آن لهجه شیرین فارسی لعابدار انگلیسی و با خنده گفت که نزدیک بود کمیته ای ها مرا دستگیر کنند و در ادامه موضوع را تعریف کردند: قضیه از این قرار بود که آقای باومن آنروز به علت گرمای شدید هوا بلوزی آستین کوتاهی به تن داشتند و شیشه اتومبیل را پائین داده و طبق روال معمول دست خود را به لبه پنجره اتومبیل تکیه داده بودند و چون موهای بلندی داشتند و پوست سفید، اتومبیل گشت کمیته از پشت سر که ایشان را می بیند به گمان اینکه حجاب را رعایت نکرده با بلندگو دستور توقف می دهد و خود موسیو باومن این قسمت را خیلی قشنگ تعریف میکرد که ((من اول متوجه نشدم که با من هستند چون مرتکب خلافی نشده بودم اما وقتی دیدم غیر از اتومبیل من در آن نقطه اتومبیل دیگری نیست سرعت ماشین را با تاخیر کم کردم و وقتی اتومبیل گشت به من رسید بادیدن چهره سرنشینان اتومبیل کمیته که مات و مبهوت و هاج و واج بودند متعجب شدم، پس از توقف یکی از آنها از ماشین پیاده شد و به نزدیک من آمد. ابتدا از او پرسیدم به چه دلیلی مرا متوقف کرده اید؟ وی باخنده گفت چرا بلوز آستین کوتاه پوشیده ای؟ نگاهی به او انداختم و تا آمدم حرفی بزنم آن مامور کمیته زیرکانه گفت که با وضعیت شما از پشت سر فکر کردیم حجاب را برداشته ای و در حالیکه خودم هم خنده ام گرفته بود، عذر خواهی کرد و رفت.)) مدتها این مطلب سوژه ای شده بود برای مزاح با مرحوم باومن.

آقای رضوانی تابان طی سالهای 1337 شمسی (1958 میلادی) الی1340 شمسی(1961 میلادی) در نصب آسانسورهای بانک کشاورزی، بیمارستان نجمه، بانک ایران و انگلیس، ساختمان آ . ا . گ (A.E.G) ساختمان گودیر، بیمارستان مهر و دیگر پروژه ها که بالغ بر سی دستگاه آسانسور بود شرکت داشت.

در سال 1342 شمسی (1963 میلادی) به شرکت شعله خاور که یک شرکت تاسیساتی بود رفت و در آنجا آسانسور کارخانه ارج را که از اوتیس انگلستان وارد کرده بودند با گروهی دیگر نصب و راه اندازی می نماید. در همین سالها آسانسورهای هتل هیلتون از شرکت اوتیس وارد ایران می شود که آقای رضوانی تابان به اتفاق آقای امیر یزدان و آقایان متقی، شکوری و برادران صراف و تعدادی دیگر عملیات نصب آسانسورهای هتل هیلتون را آغاز می کنند. سپس آسانسورهای بانک ایران و فرانسه را نصب کرده و خلاصه حدود چهل دستگاه آسانسور در شرکت شعله خاور نصب می کند.

در همین سالها به اتفاق آقای اکبر مهرواژ به صورت پیمانکاری نیز برای شرکت دیبا آسانسور نصب می کردند. در سال 1344 شمسی (1965 میلادی) به شرکت تکنو فریکو پیوست. شرکت تکنو فریکو توسط آقای دکتر اسکندری که متخصص تاسیسات بود تاسیس شده بود و آسانسورهای وستینگهاوس آمریکایی را وارد میکرد و آقای رضوانی تابان اولین آسانسور مدل لئونارد وستینگهاوس را در فرودگاه آبادان به همراه آقای اکبر مهرواژ نصب کردند.

 البته می گویند اولین آسانسورهای وارداتی، آسانسور آ .اس .ای.آ (ASEA) از کشور سوئد بوده و بعد از آن شیندلر و اوتیس، و سپس جاسپار فرانسه، و وستینگهاوس آمریکا و دیگر آسانسورهایی که توسط واردکنندگان متعدد از کمپانیهای مختلف خارجی به ایران وارد می شده است.

آقای محسن عزیز قدسی پور نیز یکی از تکنسین های زبردست و با تجربه آسانسور بود که در سال 1348 وارد شرکت ابوالحسن دیبا شد. چندسالی در این شرکت فعال بود تا اینکه شرکت آسانسورسازی ایران شیندلر با سرمایه گذاری مشترک سازمان برنامه و بانک توسعه صنعتی و معدنی ایران و شرکت شیندلر هلدینگ .آ.گ و شرکت ابوالحسن دیبا در سال 1350 در اداره ثبت شرکتها و مالکیت صنعتی به ثبت رسید.

گرچه پروانه تاسیس آن توسط وزارت اقتصاد (صنایع و معادن) در تاریخ 6/12/1347 طی شماره 53800 با شماره پروانه عمومی 3497 و خصوصی 760/ ف/ 181 و با مجوز تولید سالیانه 400 دستگاه آسانسور در انواع 250 و 350 و 500 و 1000 کیلویی صادر گردیده بود.

آقای محسن عزیز قدسی پور در زمانی که اینجانب دوره های آموزشی و عملی کامل نصب آسانسور را در سال 1354 طی کردم و به قسمت نصب ایران شیندلر منتقل شدم مسئولیت تست و آزمون نهایی از من را بعهده داشت و با آن چهره همیشه خندان و حلم و افتادگی بزرگوارانه خاطره ای فراموش ناشدنی از خود برجای گذاشت که پس از سالها هنوز در ذهن و خاطر برجای مانده است.

ایشان نیز در آموزش و پرورش بسیاری همت گماشت و استادانی ورزیده به این صنعت تقدیم نمود. یکی از ویژگی های آقای قدسی پورقدرت تشخیص بسیار حساس و ظریف ایشان بود. زمانی که آسانسوری آماده تحویل می شد آقای قدسی پور ابتدا داخل کابین رفته و یکبار با آن بالا و پائین می رفت و همزمان شروع به نوشتن عیوب می کرد. مثلا دهانه ریل در این نقاط تنگ و در این نقاط باز است، موتور لرزش دارد یا تراز نیست، وزنه های تعادل کم یا زیاد است و بالانس آسانسور مشکل دارد، در این نقاط دهانه ریل وزنه باز یا جمع است، کشش سیم بگسلها یکنواخت نیست و یکی یا دو تای آنها شل تر از بقیه می باشد و تقه می زند و..... امثالهم، پس از اینکه آن نقایص توسط تکنسین مربوطه رفع می شد در مرحله بعد بازدید اساسی را انجام می داد. آقای محسن عزیز قدسی پور تا سال 1361 در ایران شیندلر بود تا اینکه در این سال به دلیل رکود صنعت ساختمان و عدم تقاضای آسانسور و در نتیجه ضعف مالی، شرکت ایران شیندلر مجبور به تعدیل نیرو شد، به خاطر دارم که در آن سال آقای سیروس بخشنده مدیر عامل بود، کلیه پرسنل را جمع کرد و پس از توضیحات لازم با توجه به مشکلاتی که بازار کار در آن تاریخ داشت گفت : (( من از همکاران تقاضا دارم آنانی که توانایی پیدا کردن کار دارند خودشان پیشقدم شده و تقاضای بازخریدی را امضاء نمایند و فضارا برای آنانی که این توانمندی را ندارند و یا تازه کار هستند باز بگذارند و قول دادند تا آنجا که امکان دارد هیئت مدیره را مجاب خواهد کرد تا با حد اکثر میزان بازخریدی توافق نماید، و در صورت بهبود اوضاع مجددا از آنان دعوت به همکاری خواهد کرد.)) و آقای محسن عزیز قدسی پور از اولین نفراتی بود که داوطلبانه حاضر به بازخرید خدمت شد و به دنبال ایشان بسیاری از فدیمی ها پیشقدم شدند و با این ایثار آنان در آن زمان، تعدادی تازه کار نوجوان این فرصت را به دست آوردند تا در آن شرایط بحرانی با ادامه کار در ایران شیندلر به تجربه اندوزی خود ادامه دهند.

پس از بازخرید شدن آقای قدسی پور ایشان به همراه آقای علی سرباز( که در آن مقطع سرپرست واحد سرویس و تعمیرات شرکت ایران شیندلر بود و ایشان هم داوطلبانه بازخرید شده بود)، با هم شرکت ایسین آسانسور را تاسیس کردند که دفتر آن در ساختمان اطمینان واقع در نبش جنوب غربی تقاطع خیابان طالقانی و ولی عصر بود. این دو به همراه برادران آقای قدسی پور چند سالی در این تشکیلات مشترکا فعالیت کردند و پس از آن ابتدا آقای قدسی پور به کانادا مهاجرت کرد و سپس آقای علی سربازبه همراه برادرش آقای اکبر سرباز به اتریش رفتند، آقای علی سرباز پس از چند سال از اتریش به ونکور کانادا رفت.

آقای عمران مددی نیز یکی از چهره های ماندگار و استثنایی و توانمند این صنعت می باشد که متولد اول بهمن ماه سال 1329 در شهر میانه می باشد. وی از استعداد خارق العاده و اخلاق خوشی برخوردار بوده و هست و معمولا حلال مشکلات نصابها، هرگاه نصابی با مشکل غامضی مواجه می شد همه نگاهها به اقای عمران مددی بود. وی در سال 1350 همکاری خود را با شرکت دیبا آغاز کرد و در سال 1353 به ایران شیندلر آمد و تا سال 1361 با ایران شیندلر همکاری داشت و با سمت فورمن یار و یاور نصابها آسانسور بود. آقای عمران مددی آسانسورهای زیادی را در دوره ای که در ایران شیندلر بود نصب نمود، که به عنوان نمونه می توان ازنصب آسانسورهای ساختمانهای پانزده طبقه هدیش مربوط به نیروی دریایی بندر عباس و آسانسور ساختمانهای سی طبقه تهران تاج یکم واقع در شهرک غرب و آسانسور ساختمانهای بلند مرتبه شرکت تعاونی مسکن امید واقع در قنات کوثر مربوط به پرسنل نیروی زمینی، و نصب تعدادی از آسانسورهای پروژه معالی آباد شیراز و آسانسورساختمانهای بلند مرتبه شرکت عمران تکلار در شهرک غرب یاد کرد.

وی پس از تعدیل نیرو در ایران شیندلر بازخرید شد و مدتی به صورت پیمانی به همکاری خود با ایران شیندلر ادامه داد. سپس در سال 1363 به اتفاق آقایان نبی جعفری و امامعلی مددی (پسرعموی آقای عمران مددی) شرکت آسانسور و پله برقی کارسازان ایران را تاسیس نمودند.که این مشارکت دوام چندانی نداشت. وی سپس در سال 1365 مجددا به ایران شیندلر بازگشت و چند سال دیگر این همکاری ادامه داشت.تا اینکه شرکت ایران شیندلر دوباره دچار بحران شد و در دوره مدیریت آقای محمدارجمند بیگدلی آقای عمران مددی باز خرید شده و ایران شیندلر را ترک نمود. پس از جدایی از ایران شیندلر مدتی با شرکت آسانرو (همان دیبای سابق) همکاری نمود و در این دوره آسانسورهای مجتمع آتی ساز در پارک وی و آسانسورهای برج مهستان و فرودگاه امام خمینی را نصب و راه اندازی نمود چندی بعد آسانسور هیدرولیک برج کنترل فرودگاه امام خمینی را برای شرکت آسانسورسازی دماوند نصب و راه اندازی کرد.

با توجه باینکه به دلیل ضعف مدیریت، شرکت ایران شیندلر دچار مشکلات فراوانی شده و بسیاری از پروژه های منعقده این شرکت مخصوصا پروژه های پکیج خارجی وارداتی بلا تکلیف مانده بود و اکثر پرسنل خود را نیز مجبور به بازخرید کرده بود، دیگر نیروی متخصصی نداشت که این پروؤه ها را سر و سامان دهد، و لذا شرکت شیندلر سوئیس که سهامدار و شریک این شرکت بود به جهت حفظ اعتبار جهانی خود تصمیم گرفت پروژه های مذکور را از طریق شرکت تمکین فولاد بالا بر به اتمام برساند و لذا در این مرحله دانش و تخصص آقای عمران مددی به یاری شرکت شیندلر و تمکین فولاد آمد و وی آسانسورهای پروژه بهشهردر میدان آرژانتین راکه دارای آسانسورهایی با سرعت 3 متر بر ثانیه بود راه اندازی و نصب نمود.

سپس آسانسورهای پروژه شرکت گاز واقع در خیابان طالقانی که آسانسورهای این پروژه هم سرعت بالا بود و ساختمان کاسپین واقع در ولنجک و ساختمان دانوب واقع در ولنجک را نصب و راه اندازی نمود و این اواخر هم به یاری ما در پروژه متروی تهران شتافت و هم اکنون در حال نصب چهار دستگاه آسانسور ایستگاه ورد آورد می باشد.

به واسطه حضور آقای عمران مددی در این صنعت؛ از خانواده مددی ها تعداد زیادی تکنسین زبده به جمع آسانسوری ها افزوده گردید که چند تن از آنها از بهترین نیروهای تخصصی این صنعت می باشند. امامعلی مددی، که مدتی با ایشان در شرکتی که تاسیس کرده بودند مشترکا همکاری می کرد، عیوض مددی در رده خود شاخص می باشد، طی مدتی که ایشان در پروژه های مختلف با اینجانب همکاری داشت، مخصوصا پروژه آسانسورهای متروی تهران، در این پروژه به دلیل مشکلات خاص ساختمانی با حجم وسیعی از مغایرت های خاص ابعادی و تجهیزاتی مواجه بودیم، و آقای عیوض مددی با حوصله و ابتکارات خاص این ناهماهنگی و مغایرت ها را با درایت و به طرزی ظریف و فنی بر طرف می نمود و در این پروژه به نبوغ و هوش سرشار و خلاقیت و ارائه طریق ایشان در رفع مشکلات فنی کارگاهی بیشتر پی بردم.

البته سالها قبل که ایران شیندلر هنوز دچار آشفتگی و ضعف نشده بود قراردادی با شرکت رنگ خوش داشت و قرار بود یکدستگاه آسانسور باری سه هزار کیلویی برای این شرکت نصب کند و نکته مهم این بود که بایستی لیفتتراک به داخل این آسانسور می رفت و ضمنا کابین دو طرف درب بود، آنهم دو طرف دربی که در دو ضلع یک زاویه 90 درجه قرار گرفته بود و در طراحی آن به جهت شرایط خاص کابین معضلاتی وجود داشت مخصوصا چگونگی استقرار یوک و ساید برسها و میله های کششی بالانس در طرفین، طرح دفتر فنی در محل با مشکلاتی مواجه شد و متاسفانه قابل اجراء نبود پس از بازدیدهای مکرر کارشناسان از کارخانه و دفتر مرکزی و بررسی های گوناگون که هیچکدام به نتیجه عملی نیانجامید، من با توجه به تجاربی که طی مدت سرپرستی دفتر فنی داشتم، پیشنهادی دادم که تا حدودی راهگشا بود و آقای عیوض مددی روی پیشنهاد ارائه شده کار کرد و با تغییراتی در طرح پیشنهادی، با استفاده از آهن آلات، و در محل کارگاه یوک بسیار جالبی ساخت که در دو گوشه کابین قرار گرفت و با سرهم کردن قطعات دیگر و همخوانی آنها با هم کابین را جمع و جور کرد و خلاصه آین آسانسور بدون مشکل و بسیار عالی راه اندازی و تحویل گردید و در انزمان بسیاری از همکاران با تحسین از آن یاد می کردند.

دیگر نفراتی که به واسطه آقای عمران مددی به خانواده آسانسور پیوستند عبارتند از: وحید مددی، سعید مددی، امین مددی که پسران آقای عمران مددی می باشند و رحیم مددی، روح اله مددی، شمسعلی قربانی، علی قربانی، مهدی نادرپور، و تعداد دیگری که همگی در این صنعت مشغول بکار می باشند.

آقایان قدسی پور و عمران مددی جزء اولین نفراتی بودند که به استخدام این شرکت در آمدند، البته در همان تاریخ و پس از آن عزیزان زیادی به ایران شیندلر پیوستند که بعضی از آنان از ایران مهاجرت کردند و گروهی به مشاغل دیگر مشغول شده و عده کثیری هم در همین صنعت مانده اند، که بعضی از آنها دارای تشکیلاتی می باشند و بعضی دیگر یا مشارکت دارند و یا اینکه به صورت کارمندی یا پیمانکاری با آنان همکاری دارند. در اینجا سعی شده با جمع آوری اطلاعات، به شرح ذیل از آنان یادی شود.

 اوکسن الکسانی درسال 1345 اولین کارگاه تولید درب و کابین آسانسور را با کپی برداری از روی تولیدات شرکتهای مشهور خارجی باسیس کرد.

  • مهدی میرعبداله یانی که شرکت تسلا ایران را و بعدا شرکت آسانسورسازی دماوند و سپس کنسرسیوم تسلا دماوند راتاسیس نمود.
  • منوچهر فدایی که شرکت تجهیز صنعت را دایر نمود.
  • عین اله ارجمند فر که شرکت نوین ارتفاع را تاسیس نمود.
  • پرویزجم نژادکه شرکت آریا آسانسور را راه اندازی کرد.
  • بهروز فیروزفر که شرکت مونت آسانسور را تاسیس نمود , و در حال حاضر شرکت آساکار و گروه آساپل20 را دارد.
  • جواد ایپکچی.
  • بدیع اله هوشمند. که مدتی مدیریت کارخانه شرکت آسانسور و پله برقی گیلان را به عهده داشت،
  • حکمت، که بخشی از نصب آسانسورهای معالی آباد شیراز را بعده داشت.
  • امیر راد (اژدری) که نمایندگی شرکت آسانسور ایران زمین را در استان خراسان داشت،
  • حجت اله خطیری که در اواسط دهه 60 مقیم انگلستان شد،
  • علی سرباز که در شرکت ایسین آسانسور مشارکت داشت، فعلا هم مقیم کانادا می باشد،
  • ابراهیم خطیری که شرکت بهار عقاب رو آسیا را دارد،
  • سید مهدی سجادی که هم اکنون در زمینه بالابر های کارگاهی و تولیدآسانسورهای کوچک فعال می باشد،
  • بهمن رفیعی، که مدتی قائم مقام شرکت آسانسور و پله برقی گیلان بود و مدتی هم در شرکت آهن رهنما تولید کننده ریل آسانسور و شرکت مهندسی سبا آسانبر مسئولیت داشت و هم اکنون رئیس هیئت مدیره شرکت دیمه برنا می باشد، 
  • بیژن نیک بخش که پس از چند مرحله شراکت با همکاران شیندلری و دیگر شرکتها در حال حاضر شرکت دیمه برنا را دارد،
  • بهرام فداکار به همراه چند تن از شیندلری ها شرکت ایران زمین را فعال نمود،
  • سید حبیب احدی که شرکت آسانبرکاران آذر را راه اندازی کرد، البته مدتی هم با آقای بهرام فداکار و آقای غلامرضا اقرلو در شرکت ایران زمین شریک بودند،
  • بها فیروزآبادی و فرداد تهرانی شرکت اورند را با گروهی از همکاران شیندلر تاسیس نمودند.
  • سعید ثقفی خادم که ایشان هم  شرکت سلکتور را در مشهد راه اندازی کردند و  نمایندگی ایران شیندلر را در استان خراسان داشتند و همچنین شرکت بهران فراز را با دیگر همکاران در مشهد دایر نموده اند،
  • مصطفی فلاحی کارگاه آسانسور سازی و کابین سازی میچکا را دایر نمود،
  • محسن شیخ الاسلامی که در حال حاضر شرکت بالابر تیوانیک را دارد،
  • شکور رفیع پور شرکت دنا آسانسور را در شیراز تاسیس نمود و مدتی هم نمایندگی ایران شیندلر را در استان فارس داشت،
  • محمد احمدی که ایشان به همراه منصور دخیلی و دستگردی شرکت شروین بالابر آسیا را تاسیس نمودند،
  • محمدعلی رائیجی که در بخش تولید انواع شستی و نمراتور شرکت رایج صنعت تهران را تاسیس نمود،البته مدتی هم با آقای اسماعیل عبدوستی همکاری مشترک داشت،
  • علی اصغر رحیمی،
  • حسین گودرزی که ایشان هم شرکت فنون بالابر آسیا را دایر نمودند،
  • یوسف پهلوانی که به اتفاق آقای محمود هاشمیان و آقای دستگردی شرکت الوند اترک را تاسیس کردند،
  • مجید ماجدی نیز شرکت پیمایش آسانسور را دایر نمود،
  • محمد ارجمند بیگدلی شرکت اندیشه راه کمال ( ارک)را تاسیس نمود،
  • علینقی سعادتی،
  • نبی جعفری،
  • علی اکبر عمادین
  • سیدمحمد طبایی که شرکت توحید آسانبر را دارد،
  • بهرام لر کلانتری فروشگاه لوازم آسانسورکلانتری را دایر نمود،
  • کریم افکاری که در حال حاضر شرکت پیشتازان صنعت بالابر معراج را دارد، البته این شرکت را قبلا آقای صادقعلی صادقی و شاهرخ اشجاری و چند تن دیگر تاسیس کردند که پس از انشعاب سهام آنرا آقای افکاری خریدند،
  • تقی خیر آبادی به همراه محمود تجاسب دفتر فروش لوازم آسانسور برتر را تاسیس نمودند، و چندی است که آقای تجاسب پس از جدایی فروشگاه لوازم برق و الکترونیک دایر کرده است، و آقای خیرآبادی نیز با فروشگاه لوازم آسانسور پارسا به فعالیت خود ادامه می دهد،
  • سیدمحمد میرپور که در بخش تولید لوازم آسانسور مشغول می باشد و سنسورهای آسانسور را تولید می کند و اخیرا به اتفاق آقای سید صالح که فارغ التحصیل مهندسی الکترونیک می باشد روی پروژه تولید شستی و نمراتور طبقات و کابین کار می کنند،
  • علی اکبر سرمری به اتفاق آقایان علینقی ثابت کیش و لیاقتی و حسن اصغری شرکت تهران گروه گستر را راه اندازی نمودند،
  • خسرو مظفر زاده شرکت شرکت پیمانکاران بالابر را دایر نمود
  • حسن عظیمی به اتفاق آقایان آرش بهارمند و غلامحسین معینی شرکت فناوران آریاتک را پایه گذاری نمودند،
  • رضا صفر زاده و امیر گلپور و ذکریانژاد شرکت پیشگام آسانبر را تاسیس نمودند،
  • غلامرضا صفر پور شرکت عرش پیمای آپادانا را راه اندازی نمود،
  •  امیرهوشنگ یاوری شرکت سپهر پلکان را دایر نمود،
  • کامران امیر نژاد شرکت معین آسانبر را تاسیس کرد
  • امیر خورشیدی شرکت سام سازه دیبا را تشکیل داد،
  • زکیه رفیعی شرکت آسان رو قائم را تاسیس نمود
  • بشارتی، خورشیدی شرکت آسانسور و پله برقی کادوس ایران را دایر کردند،
  • محسن قاسملوی سلطان آبادی که شرکت ایران تکنیک کیش را دایر نمود و درمقطعی که مصادف بود با تعطیلی شرکت ایران شیندلر( در زمان مدیریت آقای قاسم جعفری) قراردادی سه چند ساله با ایران شیندلر منعقد نمود تا خدمات مورد تعهد ایران شیندلر نسب به مشتریان آسانسور های تحت گارانتی را انجام دهد. البته بنا به اصرار آقای جعفری قرار بود این مسئله با مشارکت آقایان قاسملو، طبسی، و مرادی فرد شکل گیرد که به خاطر بعضی مسائل حاشیه ای دو نفر اخیر پیشنهاد را نپذیرفته و از پذیرش آن امتناع نمودند.
  • منصور مرادی فرد شرکت فنی مهندسی پارس تک آسانرو دایر نمود،
  • علیرضا جهانی آرتمیس آسانسور را تشکیل داد،
  • خسرو امیدی و نقیبی شرکت آستیک آسانسور آسیا را راه اندازی کردند، البته مدتی هم شرکت آسانسور تندر را،
  • مسلم عمادین شرکت سیمین سریر پارس را تشکیل داد.
  • ذبیح اله بیدقی ورضا گودرزی نیز شرکت آسانسورستاره آسان رو را دایر نمودند .
+ نوشته شده توسط روابط عمومی در شنبه بیستم فروردین 1390 و ساعت 7 بعد از ظهر |